بسیاری از کارشناسان اقتصادی کشور معتقدند چالشهای اقتصاد ایران ناشی از اتخاذ سیاستهای نادرستی است که دههها بدون تغییر و نصفهونیمه اجرا شده است. فرار از واقعیت با مطرحکردن موضوعات انحرافی هم کمکی به حل مشکلات نخواهد کرد. اقتصاد در همه جای دنیا دارای اصولی یکسان است و این تفاوت سیاستگذاریها و اجرای اصول است […]
ابرتورم چیست و اگر اتفاق بیفتد چه بر سر اقتصاد خواهد آورد؟
بهنظرم شاخص علمیای که بتواند تورم و ابرتورم را از هم جدا کند وجود ندارد. خود تورم بزرگترین مشکل تمام اقتصادهای جهان است، براساس نظریههای اقتصادی اگر سه تا چهار درصد رشد قیمتها را داشته باشیم برای پیشرفت اقتصاد مفید خواهد بود. یعنی اگر تورم در همین حد افزایش پیدا کند به همین میزان به درآمد و سود تولیدکنندگان با همان زحمات قبلی اضافه خواهد شد که انگیزه خوبی برای تولید بیشتر و رشد اقتصادی است. بهطور کلی اقتصادهای پیشرفته دنیا این نظریه را قبول کردهاند. تورم بینالمللی در حدود چهار تا پنج درصد را همه قبول کردهاند، اما به محض اینکه تورم از محدوده ۱۰ درصد بگذرد مشکلاتی ایجاد میکند که سیاستمداران اقتصادی دیگر نمیتوانند بگویند که از نظر دانش اقتصادی چه کاری باید برای کشور انجام شود. بهنظرم این سردرگمی بزرگترین مشکل تورم است و زمانیکه بهوجود میآید اقتصاددانان نمیتوانند بگویند که چه کاری باید انجام داد چون بخشهای دیگر اقتصاد را هم آلوده میکند. در کشور ما تورم سالانه در ۴۰ سال گذشته حدودا ۲۰ درصد بوده و یکی از افتخارات دولت آقای روحانی هم این بوده که تورم را در حدود ۱۰ درصد نگه داشته است ولی تورم ناگهانیای که بعد از آن بهوجود آمد و چندسالی است که تورم ۳۰ درصد و گاهی تورم ۳۰ و ۵۰ درصد را هم تجربه کردیم. در چنین وضعیتی که تورم به ۴۰ درصد و به بالاتر میرسد، مشکلات بسیار بزرگی را ایجاد میکند.
شما با اینکه گفته میشود مقایسه اقتصاد ایران با دیگر اقتصادها اشتباه است، موافقید؟
مثل این است که بگوییم یک علم فیزیک برای دنیا داریم و یک علم فیزیک برای ایران! علم اقتصاد دارای مشخصههایی از قبیل رفاه، اشتغال، تعادل در واردات و صادرات و تعادل در بودجه دولت است و مگر میتوان گفت که یک اقتصاد جهانی داریم و یک اقتصاد منحصربهفرد برای چند کشور! حتی تجربه کشورهای سوسیالیستی هم در این زمینه به شکست منجر شد. بعد از فروپاشی اقتصاد عظیم شوروی در سال ۱۹۹۰، کشورها متوجه شدند که با اقتصاد بازار اجتماعی مانند دولت آلمان، سوئد و … میتوانند بهترین زندگی را برای کارگران فراهم کنند و پیشرفت اقتصادی هم داشته باشند.
چرا برخی سعی دارند تا چنین موضوعاتی را مطرح کنند؟
چیزی بهتر از این نیست که افراد برای پوشاندن خطاها، خود را با دیگران متفاوت نشان دهند، به این دلیل که معیارهای موفقیت سایر کشورها را نادیده بگیرند و عدم موفقیت خود را به خصوصیات و روشهای حاکمیتی ربط بدهند. به زبان ساده ما دارای اقتصاد بسیار التهابی هستیم، مردمی که زمانی میتوانستند با حداقلها زندگی خود را بگذرانند، با شرایط امروز اقتصادی دچار مشکلات بیشتری شدهاند. این حرف اشتباهی است که درباره ابرتورم و مقایسه اقتصادی بیان میشود. موضوع اساسی ما هم در اقتصاد تورم است. یکی از ایرادات بزرگ به سازمان برنامه و بودجه این است زمانیکه نمیتواند تورم را مهار کند چرا دهها و صدها هدف فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی تعریف میکند و هر میزان بودجه که درخواست میشود را تائید میکند.
اجرای سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی سالهاست که مورد بحث قرار گرفته، آیا در شرایط تورمی امروز اجرای این سیاست میتواند کمککننده در اقتصاد باشد؟
اقتصاد مقاومتی واژه مناسبی است و نشان میدهد ما میخواهیم وابستگیهای گذشته خودمان را که یک کشور مصرفکننده و صادرکننده تکمحصولی بودهایم، رها کرده و به کشوری بدل شویم که استقلال اقتصادی دارد، اقتصاد مقاومتی باید اجرا شود. تورم ابزارهای اقتصادی را از کار انداخت و باعث شد تا عدهای بدون انجام هیچ کاری ثروتمندتر شوند. از طرفی فساد پولی و مالی مانند موریانه ساختمان عظیم اقتصادی ایران را از بین برده است درحالیکه وقتی در کشوری اروپایی فساد مالی صورت گیرد، فرد متخلف به سرعت دادگاهی شده و اموالش را ضبط میکنند، بهنظرم در کشور ما برخورد با مفسدان پولی شدت مناسب را ندارد. از طرفی فرار سرمایه ۳۰ میلیارد دلاری در سال را هم باید به مشکلات اقتصادی کشور اضافه کرد. در چنین شرایطی اقتصاد مقاومتی چه خواهد کرد؟
یعنی معتقدید که اقتصاد مقاومتی اصلا اجرا نشده و در حد حرف باقی مانده است؟
بله دقیقا، اقتصاد مقاومتی اصلا اجرا نشده است، اوایل مطرحشدن این سیاست اقداماتی صورت گرفت، اما بعدا به دست فراموشی سپرده شد.
پیشبینی شما از تورم ماههای آینده چیست؟ امکان دارد تورم بازهم سیر صعودی به خود بگیرد؟
زمانیکه کسری بودجه به معنای افزایش پایه پولی و نشر اسکناس در کشور ایجاد میشود که به آن در اقتصاد مالیات تورمی هم میگویند، هیچ کاری سادهتر از این نیست که اسکناس چاپ شود و به تمام پروژههای کشور در هر بخشی ازجمله عمرانی، امنیتی، آب و نیرو و توسعهای و … اختصاص یابد. شاید در این وضعیت دولت موفق دیده شود، اما وقتی این موضوع بررسی میشود میبینیم پروژهای که قرار بود با مثلا دو میلیون تمام شود بعد از گذشت چند سال با ۱۰ تا ۲۰ میلیون تومان به اتمام میرسد. تمام پروژههای اقتصادی زیربنایی و زیرساختی ما نیمهکاره مانده است. متوسط جهانی اجرای اینگونه پروژهها شش سال و در ایران ۱۲ سال است. این تورم در سال اول کمی نشاطآور است به دلیل اینکه میتوان امورات توسعهای را انجام داد سال بعد با مصیبت بیشتری برمیگردد و دولت مجبور خواهد بود در بودجه بعدی هزینههای بیشتری را برای اتمام پروژهها در نظر بگیرد که این یعنی تورم بزرگتر.
















Sunday, 8 February , 2026