مداخله در بازارها و اقتصاد کشور ما امری طبیعی است و به نظر من باید آن را پذیرفت. نه اکنون که در شرایط اضطرار هستیم
مجیدرضا حریری رئیس اتاق بازرگانی ایران و چین
مداخله در بازارها و اقتصاد کشور ما امری طبیعی است و به نظر من باید آن را پذیرفت. نه اکنون که در شرایط اضطرار هستیم، به هرجهت اگر قبول داریم که شرایط اقتصادی ما جنگی و تحت فشارهای بینالمللی است، در آن زمان باید بپذیریم در هر کشوری حتی آزادترین اقتصادها، زمانی که بحران ایجاد میشود، دخالتهای دولتی افزایش مییابد.
بهعنوان مثال در بحرانهای مالی ۲۰۰۷ اروپا هم دولت وارد شد و این مهم در مساله کرونا هم به کرات دیده شد. در حالت فعلی هم که اقتصاد ما با شرایط بدی مواجه شده، میتوان پذیرفت که دولت در اقتصاد دخالت کند. اما نکته اصلی آن است که اگر چنین شرایطی هم نبود، اینکه ما دخالت دولت در بازار را محکوم کنیم که البته در شرایط عادی این محکومیت درست است، نباید از ته قصه شروع کنیم، به عبارت دقیقتر نباید انتهای ماجرا که معضل قیمتگذاری است را محکوم و ابتدای قصه که دخالت در تعیین نرخ نهادهها و واگذاری سوبسیدها به اقتصاد است را رها کنیم.
یعنی اگر قرار است به دخالتهای دولتی انتقاد کنیم باید این مساله را از بنیاد آن ارزیابی کنیم که از کجا شروع میشود. این در حالی است که در کشور ما همواره دولت با پول حاصل از نفت، وارد اقتصاد شده و سوسبید داده است که در اقتصاد میتوان آن را تبعیض قائل شدن بین جمعی با دیگران دانست.
بهعنوان مثال، ما مواد اولیه خیلی از کارخانهها را در طول سالیان گذشته با ارزهای ارزانقیمت دادهایم یا انرژی را با یکششم نرخ دنیا در اختیار آنها گذاشتهایم، (این در حالی است که در کاخانههای فولادی و سیمانی نقش انرژی در هزینههای تمام شده آنها بسیار بالاست) و این تبعیضات و یارانهها که در ابتدا داده میشود، برای کسی که دریافت میکند خوشایند است، ولی در انتها برای قیمتگذاری کالا، همین اشخاص طرفدار اقتصاد آزاد میشوند.
به عقیده من اگر قرار است دولت در اقتصاد دخالت نکند باید از ابتدا محکوم و شرایط برای فعالیت اقتصادی شفاف شود تا بتوان آزادسازی در اقتصاد را تعریف کرد که یک رقابت درست شکل گیرد. در آن زمان میتوان در انتهای زنجیره هم تصمیم درستی گرفت، اما همانگونه که اشاره کردم در مقطع کنونی با توجه شرایط کشور، دولت ناگزیر است در اقتصاد دخالت کند و در شرایطی که اصلاح ساختار انجام ندادهایم، اجتنابناپذیر است. نکته مهم دیگر موضوع تعرفههای وارداتی است که لازم است اشاره کنم، آنها دیگر یارانه محسوب نمیشود و ابزار سیاستگذاری است. از سوی دیگر نگاه ما به تعرفهها در اقتصاد هیچگاه به شکل سیاستگذاری نبوده و نگاه دریافت درآمد برای دولت بوده است.
به عنوان مثال معروفترین تعرفه ما مربوط به خودرو است که باید هدف و زمان آن دریافت آن مشخص شود. به عبارت دقیقتر سیستم دریافت تعرفه باید معلوم و راهکار آن مشخص باشد، این در حالی است که اگر سیاستگذار تعریف درستی از آن نداشته باشد، علیه مصرف کننده خواهد بود.
















Sunday, 22 February , 2026