تورم به عوامل مختلفی بستگی دارد که عمده مساله آن تولید است. اگر تولید به تبع آن اشتغال داشته باشیم و مردم امکان خرید کالا داشته باشند، آن زمان است که می‌توان گفت اقتصاد رونق گرفته است.

اقتصاد کشور ما درگیر مشکلات عدیده‌ای است که به دلایل مختلفی ایجاد شده و به همین دلیل هم برطرف‌شدن آن نیازمند هماهنگی بین دستگاه‌ها و سازمان‌هاست. هرچند که بانک مرکزی سیاست‌های پولی و مالی را تنظیم می‌کند، اما به‌تنهایی قادر به کنترل همه‌ امور نخواهد بود و نیست

رئیس کل بانک مرکزی ایران گفته با توجه به اقداماتی که این بانک انجام داده دلار به ۵۰ هزار تومان و به تورم ۱۲۰ تا ۱۵۰ درصد نرسید، ارزیابی شما از عملکرد اقدامات بانک مرکزی چگونه است؟

این در شأن و شخصیت بانک مرکزی نیست که چنین صحبت‌هایی را مطرح کند، بانک مرکزی، مدیر بازار پولی است و بازار پولی، بازار سرمایه و تولید بخش‌های مختلف اقتصاد کشور هستند و یک نفر نمی‌تواند بگوید چون بازار پولی را مدیریت می‌کنم پس تورم را کنترل کردم! اینگونه نیست. تورم به عوامل مختلفی بستگی دارد که عمده مساله آن تولید است. اگر تولید به تبع آن اشتغال داشته باشیم و مردم امکان خرید کالا داشته باشند، آن زمان است که می‌توان گفت اقتصاد رونق گرفته است.

با توجه به اینکه وضعیت اشتغال، تورم و سایر بخش‌ها در اقتصاد چندان مناسب نیست، چه اقداماتی می‌توان برای رونق تولید انجام داد؟

ما باید فقط و فقط بر رشد تولید تمرکز داشته باشیم،‌ اینکه مرکزی می‌تواند ابزارهای مالی و پولی را به گونه‌ای تعریف کند که در جهت ارتقا و افزایش تولید و به‌تبع آن افزایش اشتغال در کشور باشد،‌ می‌توان گفت بانک مرکزی می‌تواند چنین کاری را انجام دهد به شرطی که نیت و اراده‌ و هماهنگی‌ای بین این بانک و وزارت صمت برای افزایش و رونق تولید وجود داشته باشد. برای رسیدن به این نقطه هم نیاز به ابزار است که بازرگانی خارجی، بازار پول، سرمایه در گردش واحدهای تولیدی و سیاست‌های ارزی از جمله این ابزارها به‌شمار می‌روند، هماهنگی بین این ابزارها باید اتفاق بیفتد تا بتوان تورم را کنترل کرد، سوال من این است که اگر بانک مرکزی می‌توانسته دلار ۵۰۰۰۰ تومانی را به تعبیری به ۲۱ هزار تومان برساند چرا زمانیکه به سمت ۳۰ یا ۴۰ هزار تومان می‌رفت جلوی آن را نگرفت؟ اگر می‌تواند چرا آن زمان این کار را نکرد؟ اگر نمی‌تواند الان هم نمی‌تواند!

آیا این صحبت‌ها تاثیری در کنترل تنش و جو روانی بازارها دارد؟

جو‌های روانی و هیجانی یکی دو روز در بازار اثرگذار است و بعد از این مدت باز هم مردم به شرایط قبلی برمی‌گردند، مثل جو هیجانی انتخاب بایدن که هنوز هم ادامه دارد و برخی فکر می‌کنند که قرار است از آسمان تهران دلار ببارد! اصلا چنین خبرهایی نیست. ما باید منطقی به قضایا نگاه کنیم. چیزی را که باید به‌عنوان واقعیت درنظر بگیریم این است که نباید متوهم بود، رئیس‌جمهوری آمریکا، رئیس‌جمهوری آمریکاست، رئیس‌جمهوری ایران نیست! او باید برای منافع ملت خودش کار کند کمااینکه رئیس‌جمهور ما هم باید برای ملت خودش کار کند و غیر از این هم نیست، ممکن است که جایی منافع ما و آنها خط مشترک پیدا کنند که اگر بتوانیم خیلی زیرکانه بازی کنیم می‌توانیم منافع بیشتری برای خودمان به‌دست بیاوریم. وگرنه چه فرقی می‌کند! عراق، پاکستان، افغانستان، ترکمنستان، آذربایجان، ارمنستان، ترکیه، کویت، عمان، امارات، قطر یا بحرین در کنار خلیج فارس همسایه ما هستند که هر کدام در روابط با ما سعی می‌کنند، منافع بیشتری برای مردم خودشان کسب کنند ما هم باید برای مردم خودمان کسب کنیم. بنابراین اینکه فکر کنیم رئیس‌جمهوری آمریکا عوض شده و همه زندگی ما تغییر می‌کند و غیره،‌ اصلا از این خبرها نیست و نباید وعده‌های بی‌خودی به خودمان و مردم بدهیم. کاری که ما باید بکنیم این است که تولید را تقویت کنیم تا اشتغال رشد کند. به زبان ساده در‌نظر بگیرید در یک خانواده پنج نفری یک نفر کار یا تولید می‌کند پنج نفر هزینه می‌کنند، اگر اشتغال در کشور افزایش پیدا کند در همین خانواده پنج نفری دو نفر کار کنند یعنی دو نفر تولید و و پنج نفر مصرف می‌کنند، فکر کنید فردی که کار می‌کند ماهی ۱۰ میلیون تومان حقوق بگیرد، این ۱۰ میلیون خرج پنج نفر می‌شود یعنی نفری دو میلیون تومان برای هزینه‌کرد خواهند داشت که شامل موارد مختلف هزینه‌های سبد خانوار، آموزش و بهداشت و درمان می‌شود، فکر کنید که در همین خانه دو نفر سرکار بروند یعنی ۲۰ میلیون دریافت کنند،‌ پس بنابراین نفری چهار میلیون تومان برای هزینه‌کرد، دارند. وقتی پول بیشتری داشته باشند کالای بیشتری می‌خرند، وقتی کالای بیشتری بخرند،‌ چرخه اقتصادی در بازار شروع به حرکت می‌کند و از حالت رکود که اقتصاد دارد،‌ خارج می‌شود. وقتی سرعت تولید افزایش پیدا می‌کند طبیعتا قیمت‌ها کاهش پیدا خواهد کرد، یعنی واحد تولیدی اگر با ۱۰۰ درصد ظرفیت خود کار کند قیمت تمام شده‌شان کاهش پیدا می‌کند و زمانیکه این اتفاق رخ دهد قیمت‌ها در بازار کاهش می‌یابد در نتیجه قدرت خرید مردم بیشتر می‌شود و بیشتر می‌خرند، این چرخه باعث می‌شود که خودش، خودش را تقویت کند و با سرعت بیشتری بچرخد.

بانک مرکزی بارها و بارها در مورد کنترل نقدینگی که به رشد تورم انجامیده صحبت کرده و بارها گفته شده این نقدینگی باید به سمت تولید هدایت شود ولی اینطور نشده است،‌ در رسیدن نقدینگی به تولید، مشکل کجاست؟ آیا مشکل از مسیر، سیستم یا بانک‌هاست؟

قانون شورای پول و اعتبار و بانک مرکزی همین است، از همان ابتدای انقلاب و جنگ تحمیلی ما هر ساله رشد نقدینگی قابل توجهی داشتیم و این ارتباطی به حسن روحانی، احمدی‌نژاد و … هم ندارد و همیشه در این سال‌ها این موضوع وجود داشته است. هیچ سالی هم این نقدینگی به تولید اختصاص پیدا نکرده است. مشکل اصلی در این زمینه این است که سیستم بانکی ما مشکل دارد. دلیل اینکه چرا نقدینگی به سمت تولید نرفته این است که به دلیل نبود سیاست همگن و متوازن این پول به معوقه تبدیل می‌شود. اشکال معوقه شدن این است که پول به نظام بانکی برنمی‌گردد! پولی که از بانک خارج می‌شود باید به بانک برگردد و در چرخه قرار بگیرد.