دولت گفته که قرار است دو میلیون و ۳۰۰ هزار بشکه نفت میعانات گازی بفروشد، بعید به‌نظر می‌رسد که در شرایط فعلی این دو میلیون و ۳۰۰ هزار بشکه محقق شود، آقای روحانی به جد می‌گوید که ما این نفت را چه در داخل و چه در خارج خواهیم فروخت

لایحه بودجه سال ۱۴۰۰ با شبهات زیادی به مجلس ‌رسید، این بودجه که به اعتقاد بسیاری از اقتصاددان‌ها به‌رغم تاکیدات گذشته به نفت متکی است باعث خواهد شد تا در صورت عدم تحقق آن؛ کشور مجددا با کسری بودجه عظیمی ‌مواجه شود که این کسری می‌تواند تراز تجاری و پولی کشور را دچار تزلزل کرده و دولت‌ بعدی را بدهکار کند. این بدین معناست که منابع در نظر گرفته شده برای بودجه ۱۴۰۰ چندان قابل احصا نبوده و حتی این خطر وجود دارد که به مشکلات بزرگتری هم دامن بزند. یکی از تاکیدات اقتصاددانان در طول سال‌های گذشته عبور از اقتصاد متکی به نفت بوده تا بخش مولد مورد توجه قرار بگیرد و با رشد طبیعی تولید ناخالص داخلی و محصولات غیرنفتی، صادرات غیرنفتی بتواند جایگزین نفتی شود که تحریم‌ها فروش آن را به پایین‌ترین حد خود در ۴۰ ساله گذشته رسانده است. براساس آنچه رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس یازدهم اعلام کرده بودجه ۱۴۰۰ اتکای ۴۰ درصدی به نفت دارد در حالی‌که قرار بود این اتکا به زیر ۲۰ درصد برسد و شرایطی که ایران در آن قرار دارد این الزام را بیشتر می‌کند.

رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس گفته است که بودجه سال آینده ۳۲۰ هزار میلیارد تومان کسری خواهد داشت. این کسری در بودجه به چه دلایلی ایجاد می‌شود؟

بودجه شامل یک بخش هزینه‌ها و یک بخش درآمدی است، هزینه‌های کشور قطعی است، یعنی هزینه‌هایی که دولت دارد قطعی است ولی درآمدها همگی احتمالی هستند. حالا درآمدها چیست؟ دولت گفته که قرار است دو میلیون و ۳۰۰ هزار بشکه نفت میعانات گازی بفروشد، بعید به‌نظر می‌رسد که در شرایط فعلی این دو میلیون و ۳۰۰ هزار بشکه محقق شود، آقای روحانی به جد می‌گوید که ما این نفت را چه در داخل و چه در خارج خواهیم فروخت. اگر در خارج نخریدند که برای فروش آن با مشکلات جدی مواجه هستیم باید آن را در داخل بفروشند. در داخل من و شما باید در بورس نفت بخریم حالا ما باید با این نفت چه بکنیم؟ ما هم باید آن را در بازار جهانی بفروشیم، وقتی در بازار جهانی دولت دستش باز است و می‌تواند همه نوع همکاری داشته باشد و امتیاز بدهد و امتیاز بگیرد تا نفت بفروشد، من به‌عنوان بخش خصوصی تنها چگونه می‌توانم این کار را انجام دهم؟ قطعا من هم نمی‌توانم. پس بنابراین شاید ۵۰ درصد درآمدهایی که از محل فروش دو میلیون و ۳۰۰ هزار بشکه نفت تعیین شده محقق نشود، اگر ۵۰ درصد آن محقق نشود، یعنی ۵۰ درصد درآمدی که در بودجه پیش‌بینی شده اتفاق نخواهد افتاد. مساله درآمد نفتی تاثیر ثانویه هم دارد و آن هم این است که وقتی دولت نفت می‌فروشد ارز حاصل از نفت را به واردات کالا اختصاص می‌دهد، واردات کالا درآمد گمرکی را افزایش می‌دهد، واردات کالا چرخ تولید را می‌چرخاند و چرخ تولید که می‌چرخد یا کالای تمام شده است که چرخ بازار را می‌چرخاند یا مواد اولیه برای صنایع است که این کار را انجام می‌دهد، اینها باعث درآمدهای بعدی به‌عنوان مالیات برای دولت می‌شود. بنابراین زمانیکه درآمد نفتی محقق نشود، همه درآمدهای احتمالی دیگر هم محقق نخواهد شد. نکته بعد این است که بخشی از درآمد را به فروش دارایی‌های دولت اختصاص داده‌اند. اگر قرار باشد که این فروش به شکل سابق باشد ممکن است که محقق شود ولی اگر قرار باشد که با نیت اینکه تولید افزایش پیدا کند، به آن نگاه کنیم فروشی که پیش‌بینی شده، ممکن است به سختی محقق شود.

فروش اوراق مشارکت و قرضه هم در بودجه مورد توجه قرار گرفته است، آیا این منابع قابل تحقق هستند؟

در مورد فروش اوراق قرضه در بورس یا اوراق مشارکت هم مردم پولی ندارند که بتوانند اوراق مشارکت بخرند؛ همه این درآمدها لنگ می‌زنند، بنابراین اگر شرکت‌های دولتی را کنار بگذاریم، دولت باید چیزی نزدیک ۱۰ تا ۱۱ هزار میلیارد تومان درآمد داشته باشد، ولی این میزان هم محقق نمی‌شود. بخش دوم این است که چیزی در حدود ۱۴ تا ۱۵ هزار میلیارد تومان بودجه شرکت‌های دولتی تعیین شده و عین این رقم هم به‌عنوان هزینه بنگاه‌های دولتی در بودجه درنظر گرفته شده؛ اگر شرکت‌های دولتی درآمد نداشته باشند باز هم هزینه‌هایشان سر جای خودشان است؛ پس بنابراین اگر شرکت‌های دولتی مانند مخابرات، آلومینیوم، مس، آهن و … درآمد پیدا نکنند فاصله این درآمد و هزینه به کسر بودجه‌ اضافه خواهد شد. به‌نظر من آنچه آقای پورابراهیمی‌ درباره ۳۲۰ هزار میلیارد تومان کسری بودجه گفته، بسیار محتاطانه است و بسیار بیشتر از این رقم کسری بودجه خواهیم داشت.

با توجه به اتکای ۴۰ درصد بودجه به فروش نفت و با توجه به میزان پایین فروش نفت در سال جاری این اتکا به نفت چقدر می‌تواند برای بودجه و کشور خطرناک باشد؟

اصولا بودجه نفتی خطرناک است مگر اینکه برای آن برنامه داشته باشیم، همه کشورهای نفتی دنیا این اتکا را رفع کرده‌اند. نروژ و انگلیس که نفت دارند پول آن را در حساب جداگانه‌ای می‌گذارند و زندگی طبیعی خود را دارند. عربستان سعودی هم که بیشترین درآمدش از نفت است پول نفت را بیرون از سیستم اقتصادی خود سرمایه‌گذاری می‌کند، به یک معنا ثروت زیرزمینی را به ثروت روزمینی تبدیل کرده‌اند، آن چیزی که بیش از دو دهه درباره آن صحبت کرده‌ایم یعنی باید درآمد نفت را به صنایع تولیدی بر روی زمین تبدیل کنیم ولی این اتفاق نیفتاده است. اگر مستقیما پول نفت را هزینه کنیم غیر از یک اقتصاد تورمی‌ چیزی نخواهیم داشت برای اینکه تولیدی در اقتصاد نفتی اتفاق نمی‌افتد، چون ما نفت را می‌فروشیم و با پول آن مایحتاج می‌خریم و مردم آن را استفاده می‌کنند بدون اینکه تولید صورت گرفته باشد. بنابراین اقتصاد، اقتصاد تورمی و غیرفعال و غیرمولد است برای اینکه بتوانیم از این موضوع فاصله بگیریم و تحت تاثیر شرایط بازار نفتی نباشیم باید پول نفت را به جای اینکه در بودجه وارد کنیم باید به صنایع روزمینی تبدیل کنیم. اگر تبدیل به آن صنایع کردیم خودشان کار خواهند کرد، استعداد کشور ما این است که اقتصاد چند وجهی شود و از اقتصادی تک وجهی نفتی خارج شویم. باید در اقتصاد پتروشیمی‌، فولاد، صنایع معدنی، آلومینوم و مس و … قوی کار کنند به اضافه اینکه می‌توانیم در بخش صنایع غذایی، شیلات، گردشگری و … هم فعال باشیم.