جفا به جانبازان و ایثارگران به چه انگیزه ای صورت می گیرد؟! آیا تاکنون با خود اندیشیده اند که در هنگامه مرگبار آتش خون که از زمین و آسمان، آهن گداخته و گلوله و گاز سمی می بارید حدود ۲درصد از جمعیت کشور به صورت داوطلبانه درکنار نیروهای مسلح دلاور به میدان نبرد شتافتند و در برابر اعراب تا دندان مسلح که سالها رویای اشغال ایران عزیز را در سر می پروراند و حتی در دوران معاصر نیز در دو جنگ ۵ روزه و سه ساعته انرا آزموده بود حاضر شدند.

جواد جودکی- فعال اجتماعی، جانباز جنگ تحمیلی

جفا به جانبازان و ایثارگران به چه انگیزه ای صورت می گیرد؟! آیا تاکنون با خود اندیشیده اند که در هنگامه مرگبار آتش خون که از زمین و آسمان، آهن گداخته و گلوله و گاز سمی می بارید حدود ۲درصد از جمعیت کشور به صورت داوطلبانه درکنار نیروهای مسلح دلاور به میدان نبرد شتافتند و در برابر اعراب تا دندان مسلح که سالها رویای اشغال ایران عزیز را در سر می پروراند و حتی در دوران معاصر نیز در دو جنگ ۵ روزه و سه ساعته انرا آزموده بود حاضر شدند.

مارا چه شده است؟ ازعجایب روزگار است که به جای حق شناسی و حلالیت طلبی از مدافعان وطن، شرف، ناموس به آنان جفا می کنیم! این دلاورمردان که در دشوار ترین و مرگبار ترین شرایط کشور با ارزش ترین دارایی خود که جانشان بود را در طبق اخلاص گذاشته و از زندگی و جان شیرین دست شسته و برای دفاع از هموطنان شجاعانه به میدان خصم شتافتند ازحق کشی ها  گلایه دارند.

این شجاعان چشم داشتی همانگونه که برخی مدعیان به سفره انقلاب دوخته اند؛ ندارند چرا که آنها درحالی که مجروح در کف کانال های جبهه افتاده بودند٬ برادران شان را به عبور از روی جسم خود برای رویارویی با دشمن فرا می خواندند و حاضر به دریافت هیچ امتیازی در قبال آن نیز نبودند.

آنها هیچگاه به امتیازهایی که ممکن است برای جانبازی و ایثارگران درنظر گرفته شود نیندیشیده چرا که هیچ انسان عاقلی جان خود را در قابل امتیازی که شاید در آینده نصیبش شود فدا نمی کند مگر عاشق باشد، عاشق میهن و مردمش.

بعد از پایان جنگ  نیز در گوشه و کنار شهرها و روستاهای این سرزمین زندگی خود را با هر شرایط و سختی که بوده ادامه داده و برخی نیز غریبانه از این دنیا کوچ کرده اند ولی حاضر به پیگیری دریافت هیچ امتیازی نبودند.

اینان همان رزمندگان هستند که در سه دهه قبل، جوانی بیش نبودند در کسوت دانش آموز یا دانشجو، درس و مشق را کنار نهاده و با پوشیدن لباس رزم٬ عازم مناطق جنگی شدند تا با رشادت های خود از خاک میهن پاسداری کنند. اما بعد از رفع تجاوز، همه چیز توسط عافیت طلبان فراموش شده حتی برخی  کفتارصفتان حقوق طبیعی مدافعان کشور را برنمی تابند! چرا که این دلاوران همانطور که دردفاع از وطن بدون چشم داشت و ذره‌ای تردید با جان خود کشور و ناموس هموطنان را از دست درازی متجاوزان حفظ کردند و سر خم نکردند این بار نیز با همان صلابت به میدان مبارزه با فاسدان و رانت خواران کفتارصفت که موریانه وار در حال نابودی کشورند ایستاده‌اند. عافیت طلبان که با پا گذاشتن بر خون شهدا و جانبازان با انواع ترفند، به ثروت و قدرت دست یافته اند برای حفظ ان از هیچ نیرنگی  ابا ندارند و دشمن اصلی خود را دلاور مردانی می دانند که یکبار با نثار جان ثابت کردند برای کشور و مردم حاضر به هر فداکاری و جان نثاری هستند اما این بار میدان نبرد خصم متجاوز نیست بلکه نامردان هستند که در روزهای شور و شعور به کنج ذلت خزیده بودند و اکنون با دروغ و ریاکاری میدان‌داری می‌کنند.

اکثریت قریب به اتفاق مردم عزیز کشور قدردان قهرمانان ملی خود و خانواده های داغدیده و رنج کشیده آنها هستند و خواهند بود همانگونه که در تمام کشورهای دنیا بالاترین سطح تکریم را به سربازان و رزمندگان مدافع  کشور در نظر می‌گیرند نگاهی به قوانین حمایتی و تکریم کشورهای فرانسه آمریکا روسیه ترکمنستان آذربایجان و…برای شناخت جایگاه رزمندگان هر کشور و برخورد ما با رزمندگان کشورمان  خالی از لطف نیست.

متاسفانه هستند کسانی که آگاهانه برای حفظ منافع باند و رانت خود در حق این شجاع ترین مردان روزگار در کشورمان جفا می‌کنند و با سوءاستفاده از قدرت و مقام سعی در منزوی کردن آنان دارند بطور مثال برخورد انجام شده در یکی از وزارتخانه های تخصصی کشور  با پلمپ اتاق یک جانباز بعلت مخالفت با سو استفاده مدیر مربوطه از مقام و برخی تخلفات نمونه بارز این برخوردها است اما جانبازان تا زنده‌اند خود را حامیان کشور و مردم می‌دانند.

هرچه فاصله زمانی از سال های جنگ ظالمانه عراق علیه ایران بیشتر می شود، جانفشانی ها و پایمردی های غیور مردان و شیر زنانی که در مقابل دشمن تازی سینه سپر کرده و به شهادت رسیدند و یا با جسمی  پر از تیر و ترکش بازگشتند و زندگی را با  متحمل دردها و رنج های فراوان سپری می‌کنند نیز بیش از پیش به دست فراموشی سپرده می شوند. آیا می دانید زندگی در کنار پدری که برای دفاع از کشور سلامتی و اعضای بدنش را از دست داده و یا به علت استنشاق گازهای سمی نفس کشیدن برایش به کاری سخت و طاقت فرسا تبدیل گردیده است چه معنا و مفهومی دارد؟

آیا کابوس های پیاپی، افسردگی و صداهای عجیب و غریب ایجاد شده در گوش های رزمندگان دوران جنگ که از مشاهده صحنه های متلاشی شدن همرزمان دلیرشان بوده اند و صداهای مهیب انفجارخمپاره و راکت ها درچند متری برایشان قابل درک می باشد؟ آیا می دانند آثار دهشتناک اسارت در دست دژخیمانی که نه بویی از انسانیت برده‌اند و نه خط قرمزی در خشونت و وحشی گری می شناسند  آزاده  و خانواده اش را در کدام شرایط قرار می دهد؟

تنها اندکی تامل لازم است تا برخی قضاوت ها اصلاح گردد و برخی  که به لطف جانفشانی همین دلاوران برکرسی ریاست نشسته اند بفهمند که این جایگاه حاصل رشادت و از خود گذشتگی همین مرد ترین مردان روزگار است چه آنان که شهد شهادت نوشیدند و جاودان شدند و چه آنان که با کوله باری از تیر و ترکش به‌سختی روزگار می گذرانند.

پی نوشت؛

۱• جنگ ۳ ساعته !!

• در سحرگاه یکشنبه ۲۱ بهمن ماه ۱۳۵۲ ، سردار قادسیه،حمله عظیم و گسترده ای را به نیت اشغال استان خوزستان به داخل خاک ایران آغازکرد

۲_ درگیری‌های مرزی ایران و عراق در دوران حاکمیت محمدرضا شاه گفت: متعاقب این تنش‌های سیاسی، درگیری‌های مرزـ رخ داد که ۳ تا ۵ روزبیشتر دوام نداشت.