مقارن با شروع روان شناسی کودک یعنی در حدود سال های 1780 الی 1899 میلادی بعضی از محققین متوجه شدند که تصویرسازی کودکان نوعی ساختمان مخصوصی دارد که نشان دهنده روحیه کودک است و با مطالعه آثار ترسیمی کودکان می توان اطلاعاتی درباره تحول هوش آنان بدست آورد.

مقارن با شروع روانشناسی کودک یعنی در حدود سال های 1780 الی 1899 میلادی بعضی از محققین متوجه شدند که تصویرسازی کودکان نوعی ساختمان مخصوصی دارد که نشان دهنده روحیه کودک است و با مطالعه آثار ترسیمی کودکان می توان اطلاعاتی درباره تحول هوش آنان بدست آورد.

روان شناختی درباره تصویرسازی کودکان

در سال 1855 میلادی « ژیوگی گیس» مقاله ای درباره تصویرسازی کودکان نوشت و در این مقاله مراحل مختلف تحول آن را کاملاً تشریح کرد و نتیجه گرفت که تعلیم در مدارس باید منطبق با طرز فکر و رغبت های مخصوص هر مرحله از رشد باشد.

بعد از آن روان شناسان و مربیان دیگری نیز متوجه این موضوع شدند و هر یک تا حدودی به شناسایی روحیه کودک به وسیله مطالعه ی آثار ترسیمی او کمک کردند. ولی توجه علمی نسبت به تصویرسازی کودکان بین سال های 1900 تا 1915 میلادی به حد کمال خود رسید و در این مدت دو تحقیق بزرگ بین المللی در این خصوص به عمل آمد. اولین تحقیق به وسیله «لاپرخت» هدایت می شد و روشی که به کار رفت عبارت از این بود که طبق دستور طرح های معینی را کشیده به شهر لاپریک می فرستاد تا مورد مطالعه قرار گیرد.

این طرح با شور و اشتیاق زیادی مورد استقبال قرار گرفت و هزاران تصویرسازی از قاره های اروپا و آفریقا و غیره جمع آوری شد، ولی متأسفانه نتایج کامل این تحقیق هرگز انتشار نیافت.
در سال 1907 روان شناس دیگری به نام «کلاپارد» طرحی همانند طرح «لاپرخت» تهیه کرد ولی هدف تحقیقات«کلاپار» متفاوت بود چون شباهت ها و تفاوت های نژادی را مورد نظر قرار داده بود در حالی که «کلاپارد»می خواست با بررسی مراحل ترسیم کودک، رابطه بین استعداد عقلانی و استعداد تصویرسازی را پیدا کند.

برای تحقق بخشیدن به این نظریه به تصویرسازی کودکان نمره هایی داد و بعد نتایج بدست آمده را با نمره های درس آنان زیر نظر معلمان مقایسه کرد و به این نتیجه رسید که رابطه نزدیکی بین نمره های تحصیلی شاگردان و همچنین نمره های تصویرسازی آن ها وجود دارد.

مطالعات دقیق دیگری نیز درباره کودکان مختلف به طور مردمی انجام گرفته است و بدون شک مطالعات «لوکه» بهترین نوع آن است. این محقق کلیه تصویرسازی های دخترش را از آغاز ترسیم یعنی از سه ماهگی تا سن 8 سالگی نگاهداری کرد و در این مدت سعی کرد این تصویرسازی ها تحت تأثیر اشخاص بزرگسال یا کودکان دیگر قرار نگیرد.

بدین ترتیب کلیه تصویرسازی ها به همراه تاریخ کشیدن آن‌ها و وضع و موقعیتی که در آن، کودک تصویرسازی ها را انجام داده و نیز آن چه کودک در موقع کشیدن تصویرسازی ها گفته و در آن ها یادداشت شده، جمع آوری شده است. به این طریق 1500 تصویرسازی، بدست آمده و با بررسی این تصویرسازی ها «کلاپارد» نتیجه می گیرد که کودک چه چیزی از یک شی ء می داند و باتوجه به اطلاعاتی که درباره آن دارد می کشد، در حالی که بزرگسالان آن چه را می بینند تصویرسازی می‌کنند.
درحقیقت تصویرسازی کودک؛ منعکس کننده صورتی است که هر شیء در ذهن او دارد و این صورت ذهنی است که او رسم می‌کند بدون آن که به اصل نمونه توجهی داشته باشد.

«لوکه» مراحل مختلفی در ترسیم کودکان مشخص کرده است:

1)مرحله (Realism ludique) : کودک قصد نشان دادن چیزی را به وسیله آن چه می کشد ندارد و فقط این کار برای او یک نوع بازی است. ولی با وجود این، یک روز کودک متوجه می شو آنچه کشیده، نشان دهنده یک شیء حقیقتی است و توجه او به معنایی که تصویرسازی میتواند داشته باشد جلب می شود. که آنچه کشیده  نشان دهنده یک واقعیت است.

ولی معنایی که برای تصویرسازی خود قائل می شود باز هم کاملاً جنبه بازی دارد آن چه را که رسم کرده آزادانه تفسیر می‌کند ولی کم کم خطوطی که می کشد متشکل می‌شوند، مثلاً به یک دایره که گربه می نامد ناگهان خطی به عنوان دم اضافه می‌کند و در اینجاست که اولین روابط بین تصویرذهنی شیء و تصویرحقیقی آن به وجود می آید و خود سن کودک قبل از کشیدن شکل قصد خود را اظهار می دارد.

2) مرحله(Credisme mahque): در این مرحله کودک هنوز خطوطی را که می کشد نمی‌تواند کنترل کند و اشکالات ترسیم یک شیء به قدری زیاد است که شیء رسم شده با مدل اصلی تفاوت بسیار زیادی دارد. به علاوه در این سن کودک نمی‌تواند مدت طولانی وقتش را متمرکز کند و قصد او برای کشیدن یک شیء ثابت نمی ماند. همچنین امکان ترکیب عناصر مختلف شکل در این مرحله وجود ندارد، یعنی کودک نمی‌تواند عناصر مختلف یک تصویر را ترسیم نماید و نسبت و جهت قسمت های شیء را رعایت کند.

3-مرحله(realism marquee): در این مرحله عناصر مختلف شیء ترکیب می‌شوند و شیء با تمام مشخصاتی که کودک با آن‌ها آشنایی دارد کشیده می شود. یکی دیگر از مشخصات ترسیم کودکان در این مرحله این است که شیء با شکل مشخص خود کشیده شده، و به این ترتیب امکان ندارد که آن را با شیء دیگری اشتباه کنیم. مثلاً خورشید با هر دو چشم نیز کشیده می شود یا وقتی عکس آدمی را از روبه رو می کشد، پاهایش از نیم رخ نشان داده می شود و به این ترتیب کاملاً مفهوم معلوم می شود که عکس پا کشیده شده است.

شفافیت فیزیکی یکی دیگر از مشخصات این مرحله است. مثلاً اتاق و وسایل آن از ماورای دیوار خانه یا بدن مشخص از ماورای روانداز دیده می شود. این طریقه ترسیم نتیجه احتیاج کودک به نگهداری کلیه مشخصات شیء است، به این معنی که در نظر کودک هر آدم یک بدن دارد که بدون آن نمی‌تواند وجود داشته باشد، بنابراین بدن او در نقش نیز کشیده می شود. نکته دیگری که این مرحله را مشخص می‌کند این است که کودک تمام عناصر خودش را در یک سطح قرار می دهد تا اشیاء کشیده شوند.

4-مرحله(Realisme visual): این مرحله در حدود هشت – نه سالگی ظاهر می شود و با کشف دورنما آغاز می گردد.

در کل از تصویرسازی کودکان برای پی بردن به مسائل و حالات روانی آنان می توان استفاده کرد و اغلب روانشناسان نیز از این نوع آزمایش ها برای کشف عقده ها و مسائل روانی کودک استفاده می‌کنند. اختلالاتی که در فعالیت ترسیمی توسط کودکان رسم می شود نیز نشان دهنده عقده های مختلف روانی است. مثلاً اگر چشم ها بیش از حد بزرگ کشیده شود علامت اضطراب و نگرانی فرداست و اگر قسمتی از بدن بزرگتر از حد معمول ترسیم شود یا اصلاً کشیده نشود به علامت توجه خاص فرد به این قسمت از بدن می باشد. کسانی که نقص عضوی دارند نگرانی و عقده خود را از این نقص بدنی در رفتارشان منعکس می‌کنند. مثلاً کسی که دست ندارد در تصویرسازی اش دست را اصلاً نمی کشد یا بیش از حد تناسب، بزرگ می کشد. با وجود این در تعبیر و تفسیر معانی مختلف ترسیم، بایستی محتاط بود چون ممکن است که روانشناسان مسائل شخصی خود را در تفسیر و بیان تصویرسازی افراد منعکس نمایند.

مدرس: گرافیک،تصویرسازی، نقاشی و عکاسی

  • نویسنده : معصومه باقریان