همایون دارابی تحلیل‌گر ارشد بازار سهام واقعیت آن است که بازار در حال شناسایی و کف‌سازی موقتی بر روی کانال یک میلیون و ۵۰۰ هزار واحدی است و از طرفی دیگر منتظر است تا ببیند تحولات چند هفته آینده بالاخص مباحث سیاسی و انتقال قدرت در آمریکا، میزان ورود نقدینگی به بازار، لایحه بودجه سال […]

همایون دارابی تحلیل‌گر ارشد بازار سهام

واقعیت آن است که بازار در حال شناسایی و کف‌سازی موقتی بر روی کانال یک میلیون و ۵۰۰ هزار واحدی است و از طرفی دیگر منتظر است تا ببیند تحولات چند هفته آینده بالاخص مباحث سیاسی و انتقال قدرت در آمریکا، میزان ورود نقدینگی به بازار، لایحه بودجه سال آینده و نرخ دلار، چه سمت وسویی خواهد گرفت.

این ابهامات سبب شده تا بازار سرمایه در محدوده کنونی در حال دست به دست کردن سهام باشد؛ به طوری‌که مدتی شرکت‌های کوچک کانون توجه هستند و سپس نمادهای بزرگتر، در حال حاضر شرایط نوسانی است و در عین حال وضعیت به لحاظ حجم معاملات و تقاضا خوب است.

اضافه بر آن در شرایط کنونی نگرانی که بتواند شاخص را پایین بیاورد وجود ندارد، به همین خاطر است که بازار در زمان فعلی، مشغول نوسان است.

نقش‌ها پررنگ‌تر شده است

از یک طرف باید اشاره کنیم نقش بازارگردان در بازار خرید و فروش است، به عبارت دقیق‌تر زمانی که بازارگردان برای سهمی تعریف می‌شود، هدف آن است که نقدشوندگی سهم افزایش یابد. به طبع وقتی که بازارگردان در قیمت پایین خرید کرده است، در نرخ‌های بالاتر می‌فروشد.

از یکسو به دلیل اینکه حجم معاملات بازار و دادوستدها کمی کاهش یافته، نقش‌ها پررنگ‌تر شده است، به همین خاطر حساسیت روی عملکرد حقوقی‌ها بالا رفته است؛ اما نباید فراموش کنیم حقوقی‌ها همیشه در بازار حضور دارند و برخلاف حقیقی‌ها که امکان دارد زمانی بازار را ترک کنند، حقوقی‌ها فعال دائم بازار سهام هستند.

همین شرایط زمانی که شاخص تا رقم یک میلیون و ۲۰۰ هزار واحد ریزش کرد، حقوقی‌ها خریدار بودند و این بیانگر آن است که حقوقی باید سهم را در قیمت‌های بالاتر عرضه کند و این طبیعت بازار است، به علاوه روند کلی بازار نیز، از اینکه حقیقی یا حقوقی می‌‌خرد و می‌فروشد جداست و راه خود را می‌رود. اگر مسائل کلان همچون نرخ ارز، انتقال قدرت دولت آمریکا و نرخ بهره حل و فصل شود، چه بسا شرایط خیلی بهتر خواهد شد.

در مقابل اگر مجموع تصمیمات از سوی مسئولان به نفع بازار نباشد، اگر تمام حقوقی‌ها خریدار باشند و حقیقی‌ها فروشنده، بازار افت خواهد کرد. در حالت کلی نباید تابع دسته‌بندی و جبهه‌گیری‌ها در بازار باشیم و بلکه باید با مسائل کلان و تحولات بنیادی به روند بازار توجه کنیم. نکته دیگری که لازم است متذکر شوم، بحث گروه پالایشی بالاخص صندوق پالایش است.

پالایشی بالاخص صندوق

واقعیت آن است از همان ابتدا که بحث واگذاری آن مطرح شد، با اختلاف بین وزارت نفت و اقتصاد همراه بود و از آنجا بود که ریزش گروه پالایشی آغاز شد.

این در حالی است که گروه پالایشی درتمام سال‌های دولت فعلی همیشه تب و تاب ابهام‌آلودی داشته است، به‌عنوان مثال سال‌ ۹۳ یکی از بزرگترین ریزش‌ها به‌خاطر همین گروه بود. به علاوه مجموعه سیاست‌های وزارت نفت به سمت یک برنامه‌ریزی شفاف نیست و به همین خاطر مشارکت بخش خصوصی هم در این قسمت با ابهامات بسیاری همراه است.

اینکه پالایشگاه‌ها نمی‌دانند نفت را با چه قیمتی می‌خرند، درصورتی که چندماه قبل عنوان شد، صورت حساب پالایشگاه‌ها برای خرید نفت خام منتشر می‌شود اما هرگز چنین اتفاقی نیفتاد و اینها نکات ابهام‌برانگیز در خصوص وضعیت این گروه است