در بین فعالیت های کودک، تصویرسازی فعالیتی است که از تحول شناختی، عاطفی و اجتماعی تأثیر می پذیرد و به همین دلیل به مقیاس وسیع در تشخیص روانی و روان درمانگری به کار گرفته می شود.
تصویرسازی در کودکان پیشدبستانی
از حدود سن دو سال و نیمی آشکار می شود که کودکان تصویرسازی های خود را بازنمایی چیزی تلقی میکنند. گاهی اوقات پیش از آن که کشیدن تصویرسازی را آغاز کنند مقاصد خود را بیان میکنند و دیگر معنی تصویرسازی، تا پایان تکمیل آن مکتوم و پنهان باقی نمی ماند اما هنوز در تفسیر کودکان از تصویرسازی خود عنصر فرصت طلبی وجود دارد.
دو سال و نیمی تا پنج سالگی
در واقع تفسیری که این کودکان از تصویرسازی خود به دست می دهند هر لحظه ممکن است تغییر کند. در این مرحله دیگران نیز این خط خطی ها را با سهولت بیشتری درک میکنند. اشکال تفکیک نشده و نامنظمی که کودکان می کشند و به تدریج به صورت دایره ها، مربع ها، مثلث ها و صلیب ها قابل تشخیص میشوند، جملگی به صورت طرح گونه کشیده میشوند که غالباً روی یکدیگر قرار می گیرند و به چیزی تبدیل میشوند که یک ترکیب و مجموعه خوانده میشوند. ترسیم این نوع اشکال، نشان دهنده جستجوی کودکان برای رسیدن به نظم، هماهنگی، توازن کلی در تصویرسازی های آنهاست.
واقع گرایی شکست خورده
کودکان سه سال و نیمه که کشیدن تصویرسازی های بازنمایی را آغاز کرده اند، گاهی اوقات قادر نیستند قسمت های مختلف یک تصویرسازی را هماهنگ سازند. مثلاً آن ها ممکن است چشم ها یا شکم را خارج از طرح بقیه قسمت های بدن بکشند. «لوکه» این پدیده را مشخصه مرحله ای تحت عنوان «واقع گرایی شکست خورده» می داند و آن را ناتوانی ترکیبی می نامد. ناتوانی ترکیبی ناشی از نوعی رابطه غلط میان عناصر تصویرسازی نیست، بلکه ناشی از فقدان رابطه میان این عناصر است.
از سه سال و نیمی به بعد است که کودکان برقرار کردن رابطه میان جزئیات یک تصویرسازی را آغاز میکنند. به نظر می رسد که بسیاری از تصویرسازی های آنها در یک مرحله مبتنی بر قواعد با طرح های ساده است.
«بچه قورباغه ای»
به عنوان مثال تصویرسازی نمونه وار چهره انسان در این مرحله، مشتمل بر یک دایره به جای سر یا یک سر و بدن مرکب و دو خط آویزان جای پا است. برای مشخص کردن جزئیات چهره از قبیل چشم ها و دهان ممکن است علائمی در درون دایره گذاشته شود. این قبیل چهره ها که غالباً «بچه قورباغه ای» نامیده میشوند، از نظر شکل ساده اند اما از دید وسیعتر، بسیار گویا و از نظر زیبایی شناختی جالب می باشند.
گاهی اوقات به نظر می رسد که این تصویرسازی های طرح وار بیش از آن که بازنمایی دقیق موضوع تصویرسازی شده باشند، جنبه نمادین دارند. به عنوان مثال، نتایج بدست آمده از مشاهدات نشان می دهد که وقتی از کودکان ساکن در یک محله خواسته شده تا از واحدهای تعیین شده تا منزل مسکونی خود را تصویرسازی کنند آن ها به کشیدن تصویرسازی متداولی از خانه های دارای سقف شیروانی و دودکشی که از آن دود خارج می شود پرداخته اند. عبارت «واقع گرایی نمادین» اصطلاحی است که گاهی اوقات برای توصیف خصوصیت بازنمایی این نوع تصویرسازی ها به کار رفته است.
پنج سالگی تا هشت سالگی
به طور کلی هرچه که کودکان بزرگتر میشوند، تصویرسازی های آن ها نیز واقع گرایانه تر می شود. اما تصویرسازی های کودکان در فاصله سنی 5 تا 7 سالگی هنوز شامل عناصری است که کودک بر وجود آنها آگاهی دارد، حتی اگر به طور طبیعی قابل رویت نباشند. به این لحاظ حاصل کار آن ها تصویرسازی «شفاف بینی» یا «اشعه ایکس» نامیده می شود. این خصوصیات مربوط به مرحله ای است که آن را «واقع گرایی فکری» نامیده اند.
تصویرسازی «شفاف بینی» یا «اشعه ایکس»
دو نوع تصویرسازی شفاف بینی یا اشعه ایکس وار از یکدیگر متمایز شده است. در نوع اول، تصویرسازی هایی که در آن ها چیزی تصویر شده است که در جهان واقعی معمولاً قابل رؤیت نیست، مثلا بچه ای که در شکم مادرش نشان داده می شود. روشن است که در این نوع از تصویرسازی، کودک قصد دارد محتواهای معمولاً پنهان شکم را نشان دهد.
در نوع دوم، کودک نمیتواند غیرقابل رؤیت بودن چیزی را که معمولاً در پشت یک شیء نزدیک تر قرار دارد نشان دهد. مثلا، کودکان در این مرحله ممکن است یک انسان سوار بر اسب را به گونه ای تصویرسازی کنند که پای غیرقابل رؤیت سوارکار از پشت بدن اسب پیدا باشد.
از جهات دیگر، تصویرسازی های کودکان در این مرحله، از نظر مقیاس و جزئیات بیش از سمت واقع گرایی و بُعدی حرکت میکند. تصویرسازی های آن ها از چهره انسان، طرح بچه قورباغه ای را پشت سر می گذارد و به نشان دادن سر و بدن جدا از یکدیگر می رسد. همچنین جزئیات بیشتری از قبیل دست ها، انگشتان و لباس نیز بیش از پیش تصویر میشوند.

















Monday, 3 August , 2026